شمس الدين محمد بن محمود آملي

189

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

او سركشى كند . چه اگر او از طلب تقاعد نمايد هرگز به دو نرسد و اگر بجد در طلب او كوشد و از جفا و سركشى او مرتدع نشود هم بمطلوب رسد و اگر چه مدت‌هاى دراز بود و هر كه عاقل بود داند كه اگر شخصى خواهد سبعى را مستانس گرداند يا در خدمت اميرى يا ملكى متمكن شود او را چند مدت زحمت بايد كشيد و چه مشقت تحمل بايد كرد تا مگر آنحالت صورت بندد و حينئذ تسخير ارواح مجرده و استيناس ايشان دست دهد . سيم آنكه گمان نبرد كه بدانچه طالع مقتضى وصول بر آن نيست نتواند رسيد و نگويد چون خلاف آن از براى من مقدر است به من نخواهد رسيد سعى و اجتهاد را چه فايده زيرا كه باجتهاد به چيزهائى كه طالع اقتضاى آن نكند توان رسيد . چنان كه فلك اقتضاى برودت كند و مردم آن را بخانهاى گرم و لباسهاى ثقيل و آتش دفع كنند و گاه اقتضاى حرارت كند و مردم آن را بخانهاى خنك و آب‌هاى سرد و چيزهاى خنگ دفع كنند . و از ارسطالينوس نقل است كه گفت مرا هوس اين علم پيدا شد و طالع من اقتضاى آن نميكرد من اجتهاد نمودم عاقبت بمطلوب رسيدم . چهارم آنكه اسرار اين علم هويدا نسازد و افشاى آن نكند آن را از جهال و فساق پوشيده دارند تا آن را وسيله شهوات و مايه فجور و فسادات نسازند و نيز ارواح عالم علوى از وقوف انسان بر اسرار ايشان كراهت دارند چه غالب آنكه هر كه واقف شود از حد ناسوتيت بيرون آيد و دعوى لاهوتيت كند و طاغى شود و فساد بسيار از آن متولد گردد . پنجم بايد ممارست اعمال بشب كند چه آفتاب قاهر است و با قهر او ارواح بر افعال قادر نتواند شد و جمعيت قوت نفسانيكه ركنى وثيق است درين در شب صورت بندد چه در روز حواس بمحسوسات مشغول باشند و هر مس در كتاب اسرار